اهالي دهستان لات‌ليل لنگرود طی طوماری خواستار الحاق به شهرستان املش شدند .

اهالي دهستان لات‌ليل لنگرود با امضاي يك طومار به رهبر معظم انقلاب خواستار الحاق به شهرستان املش شدند.

به گزارش خبرگزاري فارس از املش، اهالي دهستان لات‌ليل لنگرود به دنبال بي‌توجهي مسئولان براي الحاق به شهرستان املش با ارسال يك طومار به محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي خواستار كمك ايشان در اين زمينه شدند.

مردم دهستان لات‌ليل لنگرود در نامه‌اي كه عصر امروز به امضاي جمع زيادي از اهالي اين منطقه رسيد پس از سلام و آرزوي سلامتي و طول عمر براي رهبر معظم انقلاب، اظهار كردند: ما اهالي دهستان لات‌ليل از روستاهاي منفك شده از شهرستان املش هستيم و براي اينكه يكي از شهرهاي شهرستان لنگرود به نام اطاقور كه شرايط جمعيتي تبديل به بخش را نداشت با خواست مسئولان  لنگرود و موافقت بخشدار وقت املش كه  لنگرود ي بود، ما را از سرزمين آباء و اجدادي ما شهرستان املش جدا كرده و به شهرستان لنگرود منتقل كردند.

در نامه اهالي مذكور ذكر شده است: فاصله روستاي ما تا شهر املش100 متر و فاصله تا  لنگرود 30 كيلومتر است و ما با پاي پياده تا املش 10 دقيقه زمان صرف مي‌كنيم در حالي كه بايد بالغ بر5 هزار تومان هزينه كنيم تا لنگرود برويم.

اين اهالي متذكر شدند كه كشاورزان و دامداران محروم منطقه براي فروش محصولات و خريد مايحتاج خود به دليل نزديكي راه و هزينه اندك به بازار املش مراجعه مي‌كنند و در بخش فرهنگي دانش‌آموزان ما به شهر املش مراجعه و تحصيل مي‌كنند و داشتن مناطق ييلاقي مشترك و راه ييلاقي ما و املش با هم است.

اهالي مذكور اضافه كردند: در بخش سياسي‌اجتماعي به دليل نزديكي و ارتباط فرهنگي و عاطفي در نماز جمعه و راهپيمايي‌ها و مراسم‌هاي ملي و مذهبي املش شركت مي‌كنيم و تمام 16 شهيد دهستان لات‌ليل و اموات ما در گلزار شهداي املش دفن هستند و ما به آنجا مي‌رويم و وصيت كرده‌ايم كه ما را نيز در همان مزار دفن كنند.

در بخشي ديگر از طومار اهالي لات‌ليل ذكر كرده است: در ماه مبارك رمضان براي ابطال نشدن روزه بايد حتماً اذان ظهر به روستاي خود و يا املش برگرديم تا روزه ما باطل نشود و براي كارهاي بانكي و پيداكردن ضامن بايد به املش برويم و همين مشكل موجب شده تا به درستي نتوانيم از تسهيلات توسعه كشاورزي استفاده كنيم.

اين اهالي در بخش ديگري از طومار خود اظهار كردند: دورترين روستاي دهستان لات‌ليل لنگرود تا املش 17 كيلومتر بوده اما همين دورترين روستا تا  لنگرود 45 كيلومتر است.


میثم موسی پور

 

گپ و گفت مفصل فارس با اسماعیل یکتایی لنگرودی زائر مزار خود بودم - ماجرای تصادف قیصر در لنگرود -آوینی

به اتفاق همسرم سر قبر خودم در مزار شهدا رفته بودم و آقاي زريان هم بود؛ خيلي جالب شده بود و همين مسئله در روزنامه‌ها هم قيد شد. اولين كتاب من همان روز به من هديه داده شد، و بهترين هديه من هم همان بود.

خبرگزاري فارس - گروه ادبيات انقلاب اسلامي؛ اسماعيل يكتايي  لنگرودي شاعر آزاده و جانبازي است كه واژه‌هاي عشق و حوالي آن را با پنج حس خود لمس كرده است. نوشتن و سرودن، دو واژه‌اي است كه او با آن‌ها زندگي مي‌كند.

سختي‌هاي شيريني كه او در دوران اسارت كشيده است، شعرهايي كه در آن دوران مي‌سروده و به آزادگان همرزم خود در اردوگاه مي‌داده تا حفظ كنند، شروع طوفاني شاعر شدنش تلقي مي‌شود.

از اين نويسنده و شاعر انقلاب اسلامي تا به حال كتاب‌هايي با حال و هواي دفاع مقدس و مضاميني از اين دست منتشر شده است. خاطرات او از روزهاي دفاع ‌مقدس نيز به همت حوزه هنري استان گيلان منتشر خواهد شد. البته وي پيش از اين، خاطرات خود از روزهاي اسارت و جنگ را در تعدادي از آثار با عناوين «بازداشتگاه تكريت 11»، «عطر گل محمدي»، «زندگي ممنوع»، «پرستوهاي مهاجر»، «خنده در اسارت» ،« تشنه شبنم» و «در اسارت يانكي‌ها» منتشر كرده بود. مصاحبه ما با اين شاعر لنگرودي كه امروز وكيل پايه يك دادگستري است را بخوانيد؛

-آقاي يكتايي! از پسوندي كه پس از واژه يكتايي در فاميلي جنابعالي آمده، مشخص است كه لنگرودي هستيد، درست عرض مي‌كنم؟

بله        

- و لنگرود به دنيا آمديد؟

من در يازدهم خرداد سال هزار و سيصد و چهل و هشت به دنبال آمدم.

- الان هم در لنگرود ساكنيد؟ مشغول چه كاري هستيد؟

بله، الان در لنگرود ساكن هستم. از سپاه به دليل وضعيت‌ جانبازي‌ام (هفتاد درصد جانبازي) حالت اشتغال دارم و چون فوق ليسانس حقوق خصوصي داشتم، پروانه وكالت گرفتم. وكيل پايه يك دادگستري هستم و در لنگرود دفتري دارم.

* زائر مزار خود بودم!

- از آقاي رحيم زريان شنيدم آن سال‌هايي كه اسير بوديد و دوران اسارت را طي كرديد، پس از آزادي بر سر مزار خود حاضر مي‌شويد و روزنامه‌هاي آن روز عكس‌تان را كار مي‌كنند و ...

اين ماجرا به سال 1369 برمي‌گردد. وقتي كه از اسارت آزاد شدم زائر مزار خود بودم! البته من در چهارده سالگي (در شهريور سال شصت و دو) به جبهه رفتم، سه سال در جبهه بودم و به اسارت درآمدم. چون مجروح شده بودم و در ميدان مين روي مين ضد نفر رفته بودم، باعث شد تا پاي چپم قطع شود. يك تعداد از دوستان ديگر شهيد شده بودند و موقعي كه من مجروح شدم پشت عراقي‌ها بوديم. بچه‌ها در خط بودند و بحبوحه عمليات بود و نمي‌توانستند خودشان را به ما برسانند و ما را نجات بدهند. در نتيجه خودم به همراه يكي از دوستانم كه او هم بعد شهيد شد تصميم گرفتيم تا حركت كنيم.

* پنج روز نشسته راه رفتم

- اسم دوست شهيدتان را ذكر كنيد.

شهيد غلامرضا سعيدي، بي سيم چي ام بود. تصميم گرفتيم كه حركت كنيم، من نشسته راه‌ مي‌رفتم. هوا گرم شده بود. لباس بسيجي‌اي كه داشتم از تن درآوردم چون پشت آن نوشته شده بود؛ اسماعيل يكتايي، از گردان يارسول(ص) لشگر قدس گيلان اعزامي از لنگرود ! من آن موقع فرمانده دسته ضربت گردان بودم. از آن‌جا نشسته حركت كرديم و در همين فاصله هم با بي‌سيم، با فرماندهي گردان و جانشين فرماندهي گردان ارتباط داشتيم و بعد ارتباط‌ مان قطع شد. من پنج روز را نشسته حركت كردم، در روز دوم به دليل انفجارهايي كه رخ داد، سعيدي به شهادت رسيد.

* هر جمعه متني را براي حضرت ولي عصر (عج) مي‌نويسم - يعني پنج روز بدون آب و غذا؟

دقيقاً پنج‌ روز تشنگي و عطش بود كه اين عطش و تشنگي امروز هم در زندگي‌ام تأثير خودش را داشته است. اين نكته‌ را هم بگويم كه آن قدر تشنگي زياد بود كه صبح‌ها با زبانم شبنم روي علف‌ها را جمع مي‌كردم تا بتوانم رفع عطش بكنم و با حرص و ولع با سرنيزه زمين را مي‌كندم و رطوبت زمين را مي‌مكيدم يا شكمم را روي زميني كه علف داشت مي‌ماليدم و علف‌ها را مي‌جويدم. يادم هست در ايامي كه از دوستان دور افتاده بودم روز سوم بود كه از دور يك قوطي كمپوت ديدم، نشسته و سينه‌خيز شايد بيش از هشت ساعت راه را طي كردم تا خودم را به اين قوطي كمپوت برسانم. وقتي كه رسيدم و چنگ انداختم ديدم قوطي خالي است. در واقع اين حس الان در من هست، اگر جايي در بن‌بست بيفتم، سعي مي‌كنم كه تلاش كنم تا خودم را به نور و موفقيت برسانم؛ خلاصه غروب پنجمين روز به غروب نيمه شعبان رسيده بود. اگر مي‌بينيد كه من هر جمعه متني را براي حضرت ولي عصر (عج) مي‌نويسم و كتابي با عنوان «نسيم شرقي» دارم كه حضرت عالي هم آن را معرفي كرديد، اين حس از همان‌جا نشأت گرفته است. بالاخره غروب نيمه شعبان يك فصل جديدي در زندگي من باز شد و من به اسارت نيروهاي عراقي درآمدم.

- چه سالي بود؟

سال شصت و پنج بود. وقتي كه من اسير شدم، لباسي كه از من آن‌جا افتاده بود، وقتي دوستان آمده بودند و جنازه‌ها را آن‌جا ديده بودند، لباس‌هاي من را هم ديده بودند. لباس‌هايم طي مراسم باشكوهي در آن سالها به همراه تعدادي از شهداي لنگرود تشييع و به خاك سپرده شد و آنجا شد مزارم! سوم و چهلم و سالگردهاي متوالي گرفته شد تا اينكه بيست و دو شهريور سال شصت و نه وقتي وارد ايران شدم در مزار شهداي لنگرود ، خودم زائر مزار خودم بودم و بالاي سر قبري رفتم كه نوشته بود؛ «پاسدار شهيد اسلام: اسماعيل يكتايي».

- و اين خودش سوژه بكري براي روزنامه‌ها هم مي‌شود؟

بله، آن سال‌ها در روزنامه كيهان كار شد. آقاي اميدعلي مسعودي مسئول صفحه ادبي كيهان بودند كه يك بخش با عكس و متني كه در مورد من بود اختصاص داده بودند. البته روزنامه‌ اطلاعات و مجله جوانان هم بود، همچنين روزنامه‌ جمهوري؛ روزنامه جمهوري قبل از اين كه من آزاد شوم يك بار وصيت‌نامه و عكسي را از من چاپ كرده بود و عكس يادگاري از من به عنوان فرمانده شهيد دسته ضربت چاپ كرده بود. وقتي كه آزاد شدم به آن عكس اشاره كرده بودند و گفته بودند در آن عكس كه نوشته بوديم شهيد فلاني، ايشان زنده است و الان زائر مزار خودش است.

- آقاي يكتايي! شما از آن اتفاق به بعد بود كه شاعر شديد؟

شايد در دوران اسارت اين شاعري كليد خورده باشد. در دوران اسارت شعرها را روي زرورق سيگار و يا پاكت سيمان و با سُرب مي‌نوشتم.

* در انفرادي‌ اين غزل را سرودم

- با چه چيزي؟!

با سُرب، سرب را تيز مي‌كرديم و مي‌نوشتيم، مداد كه نداشتيم! در اسارت خيلي چيزها ممنوع بود! بايد آدم در آن لحظه‌ها باشد تا دقيقاً متوجه شود. بايد آدم در اسارت باشد، آن وقت است كه مي‌داند با سيم‌ خاردار، چگونه سوزن درست مي‌شود! من با اين اوضاع و احوال توانستم آن‌جا شعر بگويم و آن شعري كه دارم «بي‌تو چه سخت مي‌گذرد روزگار من/ خود را به من نشان بده آيينه‌دار من» اين شعر را در سلول انفرادي سرودم. مدتي در انفرادي بودم و زندگي بر من خيلي سخت گذشته بود؛ به دليل اين كه عراقي‌ها ما را گروه مخالف قلمداد مي كردند و مي‌گفتند ما «حزب‌اللهي» هستيم. بعد از ارتحال امام (ره) سخت‌گيري‌ها بيشتر شده بود و ما را اذيت مي‌كردند. در انفرادي‌ اين غزل را سرودم. - بيت اول غزل را خوانديد، آيا بيت‌هاي ديگر اين غزل خاطرتان هست؟ اگر مقدور است برايمان بخوانيد.

بي‌ تو چه سخت مي‌گذرد در روزگار من

خود را به من نشان بده آيينه‌دار من

اي آفتاب! خيره به راهت نشسته‌ام

رحمي به حال ديده ي چشم انتظار من

هر شب براي آمدنت گريه مي كنند

سجاده و دو ديده شب زنده‌دار من

اميد بسته‌ام كه مي‌آيي و مي‌كشي

دستي به روي اين دل اميدوار من

دل را براي آمدنت فرش كرده ام

بشتاب اي اميد دل بي‌قرار من!

دست دعا و اشك نيازم ظهور توست

كي مستجاب مي‌شود اين انتظار من؟

 

- اسارت شما چند سال طول كشيد؟

چهار سال.          

*‌ آويني گفت خاطرات دوران اسارتت را بنويس

- بعد از اين كه آزاد شديد، با فعاليت‌هاي فرهنگي و هنري خودتان چگونه زندگي را ادامه داديد؟

آن مدتي كه در اسارت شعر مي‌گفتم، آن‌ها را به دوستان ديگري مي‌دادم و حفظ مي‌كردند. در همان جا يك فاميل مشترك با آقاي«رحيم زريان» داشتيم كه با ما اسير بود. اسمش آقاي كريم زحمتكش است و هميشه به شوخي به من مي‌گفت شعرهايت را بده آقاي زريان برايت درست كند! چون آقاي زريان سابقه شعري طولاني دارد. به خاطر همان من يادم بود كه آقاي زريان در شعر دستي دارند و بعد از آن كه به ايران آمديم به وعده عمل كرديم و در اين عرصه بيشتر حضور پيدا كردم. در بيمارستان شهيد مصطفي خميني تهران بستري بودم كه آقايان سرهنگي و بهبودي آمدند و در يك مرحله هم شهيد بزرگوار آويني با دوستانش از گروه روايت فتح و حوزه هنري آمده بودند و گفتند كه من خاطرات دوران اسارتم را بنويسم.

- بستري شدن شما مربوط به چه سالي است؟

سال شصت و نه، دقيقاً مهرماه آن سال بود. اصلاً فكر نمي‌كردم كه اين خاطرات به كتاب تبديل شود.

* كتابم بهترين هديه ام در روز ازدواجم بود

- اين نصيحت آقايان سرهنگي و بهبودي را به گوش گرفتيد يا خير؟

بله، همان زمان اين حرف‌ها را گوش دادم، دو دفتر با دو خودكار به من داده بودند و من در بيمارستان شروع كردم به نوشتن. (البته در اسارت نكات مهم و خاطرات خودم را به طرز خاصي نوشته و كدگذاري كرده بودم و در عصايم جاسازي كرده بودم) ظرف هفده روز خاطرات مهم خودم را نوشتم. و حدود سه ماه نگارش كار طول كشيد، يعني در واقع آماده شدن كتابم تا اسفندماه سال شصت و نه طول كشيد.

بيست و دو شهريور سال هفتاد جشن عروسي‌ام در لنگرود بود كه آقايان سرهنگي و بهبودي و برخي دوستان حوزه هنري هم آمدند و در مراسم شركت كردند. من به اتفاق همسرم سر قبر خودم در مزار شهدا رفته بودم و آقاي زريان هم بود؛ خيلي جالب شده بود و همين مسئله در روزنامه‌ها قيد شده بود، اولين كتاب من همان روز به من هديه شد، و بهترين هديه من هم آن بود.

- دفتر ادبيات و هنر مقاومت چاپ كرده بود؟

بله.       

- نام كتاب را بفرماييد.

بازداشتگاه تكريت11. يازده شماره اردوگاه ما بود، تكريت هم شهري بود كه اردوگاه‌ ما در آن جا بود، و در استان صلاح‌الدين عراق قرار داشت.

- آن موقع آقايان سرهنگي و بهبودي شما را مي‌شناختند؟

از طريق آقاي زريان آشنا شده بودند.

- كار شما با شهيد آويني به كجا انجاميد؟

ايشان همان زمان آمدند و من را به نوشتن سفارش كردند، آن موقع كمتر خاطرات منتشر شده بود. مجموعه خاطرات من، دوازدهمين مجموعه خاطرات آزادگان در آن سال بود. ارتباط من با دفتر ادبيات مقاومت بيشتر شد، ضمن اين كه خودم سعي مي‌كردم خاطرات جهبه ام را نيز منتشر كنم. چند كتاب در اين حوزه كار كردم؛ كتاب‌هايي مثل پرنده، زندگي ممنوع، خنده در اسارت، تشنه شبنم، عطر گل محمدي، در اسارت يانكي‌ها.

- با شهيد آويني چه كرديد؟

ديدار ما همان اندازه و در همان سالها درحوزه بود، كوتاه.

- ديگر با ايشان ارتباطي نداشتيد؟

در حوزه هنري ايشان را مي‌ديدم ولي ارتباط كاري چنداني با ايشان نداشتيم، البته از نگاه ايشان به هنر دفاع مقدس خوشم مي آمد. از نوع جديتي كه داشتند، چون من بيشتر با دفتر هنر و ادبيات مقاومت ارتباط داشتم.

* شعر راهگشاي زندگي بهتر است

- چگونه به طور جدي به شعر روي آورديد؟

عرض كردم آن شاكله‌اي كه در اسارت براي من ايجاد شد، هميشه به اين قضيه معتقد بودم كه شعر مي‌تواند بهترين زبان براي معرفي كردن خواسته‌هاي خود انسان باشد. احساس مي‌كردم انسان از طريق شعر ارضا مي‌شود و عطشي كه دارد را با شعر سيراب مي‌كند و اين عوامل سبب شد كه من شعر را ادامه بدهم. غالب اشعار من در حوزه‌هاي دفاع مقدس و انتظار است. البته شعرهاي عاشقانه هم دارم. احساس مي‌كنم شعر راهگشاي زندگي بهتر است.

- در حين مصاحبه از آقاي زريان - كه شاعر خوب لنگرود ي است - صحبت كرديد. از آشنايي‌تان با اين شاعر و ديگر شاعران انقلاب برايمان روايت كنيد.

آقاي زريان با ما نسبت فاميلي دارند و از بچه‌هاي لنگرود هستند. از شاعران گيلاني هم آقاي ابوالقاسم حسينجاني، آقاي فرامرز محمدي‌پور، آقاي كريم رجب‌زاده، آقاي مرتضي نوربخش و آقاي محسن حسن‌‌زاده ليله كوهي  هستند، ارتباط من با اين شاعران باعث شد كه من در حوزه شعر دفاع مقدس در كنگره‌هاي شعر دفاع مقدس حضور پيدا كنم و آن‌جا با شاعراني مثل آقايان علي معلم، براتي‌پور، مشفق كاشاني، حميد سبزواري، زنده‌‌ياد قيصر امين‌پور، بيگي حبيب آبادي، حسين اسرافيلي، رضا اسماعيلي، دكتر غلامرضا رحمدل و ... آشنا شدم.

* ضمن خواندن اشعارم سعي مي‌كردم خاطراتم را نيز بازگو كنم

- درباره دكتر رحمدل بگوييد.

دكتر رحمدل را قبل از انقلاب مي‌شناختم؛ از وقتي كه در لنگرود حضور داشتند. من از سال‌هاي هفتاد و چهار - پنج وارد كنگره‌هاي شعر دفاع مقدس مي‌شدم و خواه ناخواه عرصه شعر وارد «خاطره» هم مي‌شد، چون عنوان آن «كنگره دفاع مقدس» بود، من به عنوان يك شاهد زنده بودم و مي‌توانستم بازگو كننده خاطراتي باشم در آن كنگره‌ها كه ضمن خواندن اشعارم سعي مي‌كردم خاطراتم را نيز بازگو كنم. كه بسيار موردتوجه شاعران قرار مي گرفت، خصوصأ شاعران جواني كه از نسل بعد از جنگ بودند.

* ماجراي تصادف قيصر در لنگرود

- يك خاطره‌اي از تصادف قيصر در سال 78 برايم بيان كرديد، مثل اين كه خبر تصادف ايشان را به شما مي‌رسانند و ...

بله، آن سال‌ها خانه‌مان پشت بيمارستان اميني لنگرود بود؛ به من خبر رسيد كه يك نفر در بيمارستان اميني لنگرود است كه تصادف كرده است و اسمش «پورامين!» است. اسمش را با ترديد مي گفتند! گفتند آشناي شماست. نمي‌دانم چه طور شد كه اين خبر را به من دادند. فكر كردند چون ايشان شاعر است و من هم شاعر، شايد به اين دليل من را خبر كردند. يا شايد چون در لنگرود تصادف كرده بود و با آشنايي كه از من داشت كه لنگرود ي هستم و مرا مي شناسند، خودش گفته بود ... نمي دانم، به هر حال خودم را به بيمارستان رساندم، يك فاصله دويست متري از منزل ما تا بيمارستان است. رسيدم ديدم كسي كه تصادف كرده است «زنده ياد قيصر امين‌پور» است. آن زمان قيصر، مشاور فرهنگي رئيس جمهور بود. وقتي ايشان را ديدم با فرماندار وقت لنگرود تماس گرفتم و گفتم چنين فردي اين‌جا بستري است و مشاور فرهنگي رئيس جمهور هستند (خوب ايشان را آن موقع زياد نمي‌شناختند، ضمن اين كه سمت ايشان را هم به فرماندار گفتم) و اين باعث شد كه فرماندار با استاندار تماس بگيرد و فرداي آن روز از طريق رياست جمهوري بالگردي را فرستادند و زنده ياد امين‌پور را به بيمارستان بعثت در تهران انتقال دادند.

- مرحوم امين‌پور كجا تصادف مي‌كنند؟

گويا ايشان از تهران به سمت رودسر (كه زادگاه همسر ايشان است) حركت مي‌كردند. بين راه، نرسيده به لنگرود محله‌اي به نام ديوشل است كه در آن‌جا تصادف كرده بودند. اين جاده كه آن موقع خيابانش كه كم عرض بوده پيچ خطرناكي داشته است. آن تصادف و آن آسيبي كه به كليه ايشان وارد شده بود باعث مي‌شود پس از چند سال ايشان فوت كنند. البته اين اتفاق بد و سخت باعث آشنايي بيشتر ما شد كه هميشه جوياي احوال شان در همايش ها و جلسات شعر باشم. - جناب يكتايي! الان غير از مشغول بودن به كار وكالت به شعر سرودن هم مي‌پردازيد؟

بله، همچنان شعر مي‌گويم. اجازه بدهيد عرض كنم كه آن سال‌ها قيصر را در كنگره‌هاي شعر دفاع مقدس كه در اصفهان و قزوين مي ديدم و خيلي به من محبت احترام داشت؛ الان بسته‌تر براي گزينش و دعوت شاعران عمل مي‌كنند در حالي كه آن موقع بازتر عمل مي‌شد.

* تاثيز خوبي كه راوي مستقيم دارد

- پس اگر استنباط بنده درست باشد، در كنگره‌هاي اخير دفاع مقدس شما را دعوت نمي‌كنند؟!

بله، در دو سه سال اخير اين گونه است، چون موضوع شعر دفاع مقدس است (البته منظور خودم نيست) بلكه آن كساني است كه در دفاع مقدس حضور داشتند بايد از ايشان استفاده بشود كه شاعران جوان با الهام از خاطرات‌شان بتوانند شعرهاي زيبايي بگويند، چرا كه راوي اگر مستقيم باشد تأثير خوبي خواهد داشت.

- جناب يكتايي! مجموعه شعرهايي كه شما منتشر كرديد فقط «نسيم شرقي» است يا آثار ديگري هم در اين حوزه چاپ كرده ايد؟

از مجموعه شعرهايم كه به چاپ رسيده، فقط نسيم شرقي است و مجموعه شعرهاي ديگرم را هنوز چاپ نكرده ام، ولي در روزنامه‌ها و در بسياري از كتب گردآوري شده توسط شاعران به نام كشور چاپ شده است.

- اگر صلاح مي‌دانيد مصاحبه را با بيت يا ابياتي از اشعارتان پايان دهيم.

                                    گم شده ام در شب يلدائي ات

                                    در نفس سبز مسيحائي ات

                                    محو تماشاي نگاه توام

                                    آه از آن ديده دريايي ات

                                    باز نشانده است دلم را به موج

                                    شرجي چشمان اهورايي ات

                                    چشم غزال دل بيچاره ام

                                    گم شده در ساغر مينايي ات

                                    آتش پنهان دلم شعله زد

                                    بر خم آن طره ي يلدايي ات

                       


میثم موسی پور

رئیس تبلیغات اسلامی لنگرود: فرهنگ رضوی در تحقق حماسه اقتصادی تاثیرگذار است.

رئيس تبليغات اسلامي لنگرود گفت: براي تحقق حماسه اقتصادي مي‏‌توان از سيره امامان معصوم (ع) به ويژه امام رضا (ع) بهره لازم گرفت.

به گزارش خبرگزاري فارس از لنگرود ، حجت‌الاسلام محمد اميري صبح امروز در ستاد ششمين جشن‏هاي زيرسايه خورشيد، اظهار كرد: خداوند قرآن، انبيا و ائمه معصومين (ع) را براي هدايت انسان‌ها قرار داده تا آنها گرفتار ضلالت و گمراهي نشوند و صراط مستقيم را بيابند و پيامبر اسلام(ص) در روايتي، امام حسين(ع) را وسيله نجات انسان‏‌ها مي‌خواند.

وي با بيان اينكه ائمه معصومين(ع) از گمراهي و خطا مصونيت دارند، افزود: ائمه معصومين (ع) نوري در ظلمت هستند و حتي قبور امامان معصوم (ع) نيز منشأ هدايت و بركت براي انسان‌هاست.

اين مسئول، وجود مرقد مطهر امام رضا (ع) در مشهد مقدس و كريمه اهل بيت(ع) را منشأ بركات دانست و تصريح كرد: جشن‌هاي زيرسايه خورشيد و كارواني كه به نام امام معصوم (ع) و از خدام آن حضرت هستند، در ترويج فرهنگ رضوي تأثيرگذارند.

وي با بيان اينكه گنبد، گلدسته و چراغ‌هاي صحن و ... مي‌توانند منشأ هدايت شوند، گفت: مردم چوب، پارچه و آهني كه در ضريح نصب مي‌شود را مي‌بوسند و آنها را تبرك مي‌دانند بنابراين انسان‌هايي كه خالصانه به نام خدام امام رضا (ع) و حضرت معصومه (س) هستند و اقدام به برپايي جشن‌هاي زيرسايه خورشيد مي‌كنند منشأ خير مي‌شوند.

اميري متذكر شد: براي نهادينه‌شدن فرهنگ رضوي، علوي و فاطمي بايد بسيار جدي بود و سعي كنيم خصوصيات اخلاقي و عملي ائمه معصومين(ع) را بيان كرده و ثابت كنيم كه شيعه آنها هستيم و در واقع خودمان بايد چراغ هدايت و كشتي نجات مردم باشيم.

وي نقش اقشار به ويژه هنرمندان در توليد برنامه‌هاي مذهبي مهم خواند و تصريح كرد: سخنرانان، مداحان و شاعران بايد در اين راه بكوشند.

رئيس تبليغات اسلامي لنگرود ، اجراي برنامه‌هاي خوب در رسانه ملي براي معرفي شخصيت امام رضا (ع) و ديگر ائمه معصومين (ع) را در ايجاد نشاط و معنويت و انتقال سيره رضوي و آشنايي نسل جوان با فرهنگ رضوي مهم دانست.

وي خاطرنشان كرد: با برپايي جشن‌هاي زيرسايه خورشيد جوانان با سيره عملي ائمه معصومين(ع) آشنا مي‌شوند.

به گفته اميري، جوانان بايد دريابند كه زندگاني حضرت علي(ع) بر اساس سه محور اصلي كسب روزي حلال، مصرف در حد نياز و كمك به ديگران پايه‌ريزي شده بود و آنها با عمل به فرزندان خود مي‌آموختند كه چگونه بايد زندگي كرد و امام رضا(ع) و ديگر ائمه نيز چنين بودند.

وي با اشاره به اينكه خداوند، انسان را براي تلاش و كوشش خلق كرده است، خاطرنشان كرد: اعتقاد انسان بايد بر اين باشد كه خداوند وي را خلق كرده و توان لازم را به او داده و تمام هستي را در اختيارش گذاشته است بنابراين در تحقق حماسه اقتصادي نيز مي‌توان از عمل و سيره امامان معصوم(ع) بهره لازم گرفت.


میثم موسی پور

چهار نفر از خدام حرم رضوي براي ترويج فرهنگ رضوي وارد لنگرود شدند.

به گزارش خبرگزاري فارس از رشت، چهار نفر از خدام حرم مطهر امام رضا (ع) در قالب يك تيم شش نفره لحظاتي پيش وارد گيلان شدند.

خدام رضوي بعد از ظهر امروز در فومن و امشب به شفت مي‌روند و با مردم اين شهرستان‌ها ديدار و گفت‌وگو مي‌كنند.

رودسر، لنگرود ، خمام، يكي از روستاهاي شهر كوچصفهان و رشت از جمله شهرهايي هستند كه خدام رضوي براي ملاقات با مردم به آنجا سفر مي‌كنند.

جشن زيرسايه خورشيد در سالروز ولادت با سعادت حضرت امام رضا (ع) در رشت با حضور خدام برگزار مي‌شود كه پايان‌بخش اين سفر معنوي است.

حمل پرچم گنبد مطهر هشتمين پيشواي مسلمانان جهان از جمله برنامه‌هاي خدام حرم رضوي در شهرهاي گيلان است.


میثم موسی پور

 

محمد بیگی: تعاون اهرم مناسبی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی است

لنگرود – خبرگزاري مهر: فرماندار شهرستان لنگرود گفت: تعاون امروز اهرم مناسبي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي به شمار مي رود كه مي تواند در بهره وري بهينه از شرايط زندگي، كار و توليد و ارتقاي سطح درآمد و وضعيت اجتماعي جامعه موثر باشد.

به گزارش خبرنگار مهر، كمال محمد بيگي عصر يكشنبه به مناسبت هفته تعاون در لنگرود افزود: تجربه كشورهاي توسعه يافته نشان مي دهد تعاوني ها بهترين سازمان هايي هستند كه موفق شده اند اسباب تجمع نيروهاي پراكنده و متفرق و در عين حال با استعداد و با انگيزه را فراهم سازند.

وي همچنين بر ضرورت مديريت اصولي در تعاوني ها اشاره كرد و اظهارداشت: براساس قانون تعاوني، رهبري تشكيلات تعاوني بر عهده هيئت مديره و مديريت اين شركت ها بر عهده مدير عامل و ساير مديران اجرايي است.

فرماندار شهرستان لنگرود گفت: از آنجا كه تعامل اعضا از مهمترين جنبه هاي كليدي فعاليت هاي تعاوني محسوب مي شود، ايجاد و شكل گيري اصل مديريت تعاون، شركت هاي تعاوني را قادر مي سازد به طور حرفه اي به فعاليت بپردازند.

وي افزود: از عوامل موثر در رشد و توسعه تعاوني ها انگيزه هاي لازم براي تعاوني ها هنگامي فراهم مي شود كه اعضا براي رفع مشكلات خود به روش تعاوني آمادگي و آگاهي كافي داشته باشند و همگي براي رفع نياز ها ي مشترك خود تلاش كنند.

محمد بيگي تصريح كرد: مديريت مشاركتي از طريق به كارگيري سيستم هاي غير متمركز در شكوفايي استعدادها و خلاقيت ذهني كاركنان بسيار مؤثر است، اين سبك از مديريت براي بهبود كيفيت بوده و بزرگترين عامل ترقي در سازمان تلقي مي شود كه همراه با افزايش بازدهي و كاهش هزينه است.

وي افزود: تشكيل و توسعه شركت هاي تعاوني در مناطق شهري و روستايي بهترين راه تجمع امكانات مالي اندك افراد متوسط جامعه و طبقه كارگر و كشاورز است.

فرماندار لنگرود در ادامه سرمايه گذاري را راز بقاي توليد دانست و  يادآورشد: شركت هاي تعاوني علاوه بر ايجاد اشتغال به كسب درآمد نيز كمك  مي كنند.

 


میثم موسی پور

كريم رجب‌زاده  : هرچند برچسب لاهيجان را در شناسنامه‌ام دارم، خود لنگرودي مي‌دانم

كريم رجب‌زاده با انتقاد از برخورد سليقه‌اي در مميزي كتاب، از به هم خوردن توازن تازه‌ترين كتابش بر اثر مميزي گله مي‌كند.

اين شاعر در زادروز 66سالگي‌اش در گفت‌وگو با خبرنگار ادبيات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره وضعيت انتشار آثارش، گفت: از سال 87 تاكنون كتاب مستقلي چاپ نكرده‌ام، كارهايي به صورت پراكنده داشته‌ام، اما حدود يك ماه پيش كتابي كه به صورت مشترك با سيدعلي ميرباذل تهيه كرده‌ام، منتشر شده است. اين كتاب با عنوان «اين يك سلام عاشقانه است» (گزيده عاشقانه‌هاي شاعران معاصر) از سوي انتشارات كارگاه فيلم و گرافيك سپاس منتشر شده است.

او افزود: «اين يك سلام عاشقانه است» شامل 90 سال شعر عاشقانه ايران از سال 1300 تا سال 1390 است. در اين كتاب كوشيده‌ايم شعرهاي عاشقانه همه شاعراني را كه كتابي از آن‌ها منتشر شده، گردآوري كنيم، مگر اينكه مجموعه‌اي را نديده باشيم. در روند مجوزي حدود 100 صفحه از اين كتاب حذف شد و نظم كار ما را به هم ريخت.

رجب‌زاده همچنين عنوان كرد: از همين‌جا از شاعراني كه كارهايشان در اين روند حذف شد، عذرخواهي مي‌كنم. ما در اين كتاب سعي كرديم تفاوتي ميان شاعران قائل نشويم و از همه شاعران به تعداد يكساني شعر در كتاب بگنجانيم، اما سانسور اين عدالت و توازن را در كار ما بر هم زد.

او ادامه داد: بهتر است ارشاد در مميزي سعه صدر بيشتري داشته باشد و معيارهايش قابل قبول باشند؛ مثلا كتابي بوده كه سه بار تجديد چاپ شده، اما همه شعرهايي را كه ما از آن كتاب انتخاب كرده‌ايم، حذف كرده‌اند. اين مميزي بر اساس سليقه است؛ مثلا مي‌گويند از شعر فروغ عبارت «معشوق من» را حذف كنيد. ما كه نمي‌توانيم شعر فروغ را سانسور كنيم، مجبور مي‌شويم كل شعر را برداريم. شعرهايي از كتاب‌هايي كه قبلا مجوز گرفته‌اند و منتشر شده‌اند، حذف شده است. اين‌ها نشانه اعمال سليقه شخصي است.

اين شاعر سپس درباره سخنان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مبني بر حذف مميزي پيش از انتشار، اظهار كرد: خود اين موضوع سبب مي‌شود ناشران دست به عصا كار كنند؛ چون ناشر براي كارش سرمايه‌گذاري مي‌كند. اگر بعد از توليد اثر، اجازه انتشار كتابش را ندهند، تكليف هزينه‌هاي ناشر چه مي‌شود؟ من نمي‌گويم سانسور باشد، اما اگر اين طرح اجرا شود و باز هم سليقه‌اي عمل كنند، چه؟ در اين صورت هيچ حاشيه امنيتي براي ناشر باقي نمي‌ماند.

او افزود: دو كتاب آماده انتشار ديگر دارم كه احتمالا تا نيمه دوم سال منتشر مي‌شوند. يكي از آن‌ها با عنوان «با خيال يار در يك پيرهن خوابيده‌ام» (تك‌بيت‌هاي عاشقانه صائب) آماده شده، اما هنوز ناشر آن مشخص نشده است. اثر ديگرم «دويدن روح» (شعرهاي سپيد مولانا) نام دارد كه در آن سطرها و پارگراف‌هايي از كتاب «فيه ما فيه» را استخراج كرده‌ام كه به شعرهاي سپيد امروزي پهلو مي‌زنند.

رجب‌زاده درباره آغاز شاعري‌اش، گفت: زماني كه در كودكي به مكتب‌خانه مي‌رفتم، معلمي داشتم كه روزي يك ديوان حافظ كوچك به من داد. من از همان دوران غزل‌هاي حافظ را مي‌خواندم و حفظ مي‌كردم. بعدها كلاس ششم ابتدايي بودم كه چيزهايي مي‌نوشتم. اول دبيرستان شعري به مجله «صبح امروز» فرستادم و چاپ شد.

او ادامه داد: چاپ شدن اين شعر مرا به ادامه دادن شاعري تشويق كرد. بعد از گرفتن ديپلم ادبي به سربازي رفتم. بعد از آن كارمند بانك رهني شدم كه بعدها نامش تغيير كرد و بانك مسكن شد. در طول سال‌ها شعر نوشتم و شعر خواندم. در سال 79 از بانك بازنشسته شدم و اوايل سال 80 يك كتاب‌فروشي در حوالي قصرالدشت باز كردم. حالا اين كتاب‌فروشي پاتوق دوستان فرهنگي من است. در آن دور هم جمع مي‌شويم، شعر مي‌خوانيم و نقد مي‌كنيم.

رجب‌زاده سپس درباره زادگاه خود، گفت: من اهل روستايي در گيلان هستم كه در حوزه شهر لاهيجان قرار دارد، اما در لنگرود بزرگ شده‌ام، درس خوانده‌ام، عاشقي و ازدواج كرده‌ام. به همين دليل هرچند برچسب لاهيجان را در شناسنامه‌ام دارم، خود لنگرودي مي‌دانم. با شاعران لنگرود هم ازجمله شمس لنگرودي دوست هستم. ما در مدرسه هم‌شاگردي بوديم و جالب است كه من مبصر ايشان بودم.

 

به گزارش ايسنا، كريم رجب‌زاده در سال 1326 در استان گيلان به دنيا آمده است. از اين شاعر تاكنون آثاري همچون «راز غريب ارغوان»، «صف عاشقان تمامي ندارد» و «ارديبهشت و اين همه‌ برف» منتشر شده است.


میثم موسی پور

 

آيت الله سعيدي در شهرستان لنگرود :ما با كشور آمريكا اختلاف مبنايي داريم

نماينده ولي‌فقيه در سپاه گفت:ما با كشور آمريكا اختلاف مبنايي داريم و نبايد به عده‌اي از سياسيون اجازه بدهيم حتي زمزمه مذاكره به آمريكا را بر زبان بياورند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) – منطقه گيلان- آيت الله سعيدي كه عصر روز گذشته در يادواره 115 تن از شهداي بخش «كومله» شهرستان لنگرود سخن مي‌گفت،افزود: بايد با تكيه بر دستاوردهاي عالي كشورمان در سال‌هاي اخير در عرصه‌هاي علمي،پزشكي،نظامي،فضايي و اقتصادي،با صبر استقامت در چهارچوب اصولي و صرفه‌جويي، اين معضل بزرگ را پشت سر نهاده و شرمنده شهدا نشويم .

وي اظهار كرد:رعايت درست اصولي همچون همراهي،همكاري و همسويي با آرمان‌هاي رهبري، توجه مردم به آرمان‌ها و اهداف نظام و انقلاب،توجه به شرايط زمان و موقعيت‌شناسي، توجه به هزينه‌ها و درآمدها و صبر و استقامت باعث عزت و عظمت ملت‌ و همچنين تداوم اقتدار آن خواهد شد.

آيت‌الله سعيد گفت: بايد بدانيم كه بين امت‌هاي گذشته و امروز تفاوت‌هاي فراواني وجود دارد و ملتي هميشه پيشتاز خواهد بود همانند ملت ايران كه زماني زير سلطه بيگانگان بود اما با رعايت چارچوب و عوامل ذكر شده بالا توانست امروز به ملتي مقتدر در دنيا تبديل شود و اگر بخواهيم اين اقتدار باقي و پا برجا باشد بايد بدانيم كه همواره در حال آزمايش هستيم و اگر از رهبري و ولايت فقيه جدا شده و راه را تغيير دهيم، نابود خواهيم شد.

وي يادآور شد: هم‌اكنون كمبوها و تحريم‌ها براي مردم به عنوان آزمايشي است و بايد به اين نكته مهم توجه داشته باشيم كه هيچگاه ارتباط و مذاكره با آمريكا نخواهد توانست راه درست و اساسي‌اي باشد بلكه بزرگترين اشتباه و زير سوال بردن خون شهداست.


میثم موسی پور

 

حسن پورقربان شهردار املش شد .

رشت - سخنگوي شوراي اسلامي املش گفت : حسن پورقربان به عنوان شهرداراين شهر مشخص و براي تاييد نهايي به استان معرفي شده است 

"بابك ريحاني " عصر روز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا بيان داشت :در دومين نشستي كه بين اعضاي چهارمين دوره شوراي اسلامي شهر املش برگزارشد- حسن پورقربان به عنوان شهردار انتخاب و براي تاييد نهايي به استان معرفي شده است 

وي از پورقربان به عنوان رييس اداره راه و شهرسازي شهرستان لنگرود ياد كرد

وي افزود: در جلسه شوراي شهر املش شهرام كريمي به عنوان رييس شورا- نعمت الله نعمتي به عنوان نايب رييس - غلامرضا رضايي به عنوان خزانه دار-اصغر جانعلي پور به عنوان منشي و بابك ريحاني به عنوان سخنگوي شوراي شهر املش انتخاب شدند

شهرداري املش طي 11 ماه گذشته با سرپرست اداره مي شده است .

 


میثم موسی پور

دندانپزشك قلابي امروز در لنگرود دستگير شد.

دندانپزشك قلابي امروز در لنگرود دستگير شد.

فرمانده انتظامي لنگرود اعلام كرد: مردي 38 ساله اهل اردبيل و ساكن تهران كه حدود يك ماه در لنگرود مطب دندانپزشكي راه انداخته بود دستگير شد.

سرهنگ نيك فرد افزود: اين دندانپزشك قلابي كه تحصيلات ديپلم دارد با گزارش مردمي دستگير شد.

 


میثم موسی پور

افزایش 34درصدی برداشت هندوانه در گیلان - لنگرود

برداشت هندوانه درگيلان امسال درمقايسه با پارسال بيش از 34درصد افزايش يافته است .

معاون بهبودتوليدات گياهي جهادكشاورزي گيلان گفت: كشاورزان گيلاني امسال از3هزارو300هكتارزمينهاي كشاورزيشان 90هزارتن هندوانه برداشت كردند  كه 23هزارتن بيشتراز پارسال است.

بنيادي افزود :بابرداشت اين مقدارهندوانه 700ميليارد ريال درآمد نصيب كشاورزان گيلاني شده است  .

منطقه چاف لنگرود به دليل زمين هاي شني ساحلي وحاصلخيز با هزار و200 هكتارسطح زير كشت مهمترين منطقه كشت هندوانه درگيلان است.

آبكنارانزلي وليچاه لشت نشا ازديگرمناطق كشت هندوانه درگيلان است .

پراكندگي سطح زيركشت ونبود شبكه آبياري مهمترين مشكل باغداران هندوانه است .

برداشت هندوانه درگيلان اواسط تيرماه آغاز شده بود ..

 


میثم موسی پور

بهره برداری از نخستین طرح سالم سازی ویژه بانوان شمال کشور در لنگرود

 نخستين طرح سالم سازي ويژه بانوان شمال كشور امروز در چمخاله لنگرود به بهره برداري رسيد .

مرحله اول اين طرح در مكاني مسقف با 3 هزار مترمربع زيربنا و 700 ميليون تومان سرمايه گذاري بخش خصوصي به بهره برداري رسيد .

قرار است در فاز دوم اين مجموعه گردشگري مهدكودك – كافي شاپ – رستوران- پاركينگ و فضاهاي ورزشي ساخته شود .

 

 


میثم موسی پور